تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره شعراى يزد — صفحة 13

مساهمون:

ص١٣
*
ادب عشق تقاضا نكند بوس و كنار * دو نگه چون به هم آويخت همان آغوش است
*
شاد است كه رفت و بسرا غم نفرستاد * بر پرسش حالم بجز از غم نفرستاد فرياد من از دست طبيب است كه دانست * درمان دل‌ريشم و مرهم نفرستاد گفتم قدمى رنجه كند بهر عيادت * مرديم و كسى نيز به ماتم نفرستاد
*
گيرم كه با تو حال بگويم ترا چه غم * تو درد دل شنيده‌اى ، امّا نديده‌اى
*
تيرى كز آن دو غمزهء پرفن برون جهد * تنها نه از دلم كه ز آهن برون جهد هر ساعتى به موج دگرگون دراوفتم * از سيل ديده‌ام كه ز دامن برون جهد هر صبح و شام كلّه « 1 » ببندد بر آسمان * اين دود آه من كه ز ، روزن برون جهد جان‌پرور نسيم كه از زلف او وزد * چون باد صبحدم كه ز گلشن برون جهد

معين الدّين معلّم « 2 »

مولانا معين الدّين در زمان خود از علماء بزرگ به شمار مىرفته و پيوسته اوقاتش مصروف تدريس علوم عقلى و نقلى مىشده است . در اوايل سلطنت سلاطين آل مظفر در يزد مىزيسته و صاحب تاريخ معينى و هم از وزراء آل مظفر بوده است . وى معلّم سلطان جلال الدّين شاه شجاع بود و برحسب خواهش شاه شجاع تاريخ معينى مظفرى را كه مشتمل بر ذكر جهانگيرى و خصوصيات وقايع احوال سلاطين آل مظفر است به رشتهء تحرير درآورده است . مولانا در اهرستان يزد مسجدى ساخته و در سال 787 هجرى در گذشته است . معين الدّين در نظم و نثر ماهر بوده و براى
هامش
( 1 ) . خيمه ، پشه‌بند * . صفحه 128 تذكرهء دولتشاه ، ص 270 ريحانة الادب جلد اول آتشكدهء آذر ، ص 172 هفت‌اقليم ، ص 281 آتشكدهء يزدان ، ص 116 تاريخ يزد ، ص 334 از گلچين جهانبانى . ( 2 ) . ص 600 تذكرهء پژمان بختيارى ، ص 332 آتشكدهء يزدان ، ص 94 تاريخ يزد .
تذكره شعراى يزد — صفحة 13 | عباس فتوحى يزدى