وضع عمومى شعر در دورهء تيمورى
دورهء تيمورى بخصوص قرن نهم از لحاظ كثرت شعرا قابل توجه است . شعر عرفانى همچنان اهميّت داشت و سرودن معما و ماده تاريخ در اين دوره معمول شد . سادگى و روانى شعر همراه با نكتهسنجى و مضمونآفرينى از ويژگيهاى عمدهء شعر در اين عصر مىباشد . منتها در اين دوره لغات عاميانه هم به آن افزوده مىشود . آرايشهاى لفظى و معنوى خيالانگيز و ايجاز « 1 » ها و اطناب « 2 » ها و استعارات و تشبيهات غريب و توسل شعرا به خيالات باريك و تصورات مبهم به گونهء هنر مستحسن و مقبول به تدريج نضج مىگيرد ، به كيفيتى كه تكامل آنها در دورهء بعد سبك هندى را بوجود مىآورد .
اشعار دينى و مناقب در اين دوره رواج بيشتر دارد بهطورىكه بعضى از ديوانهاى شعرا ، مجموعهء اشعار مذهبى و مناقب و مراثى پيشوايان دينى را شامل مىشود مانند ديوان ابن حسام و ديوان نظام استرآبادى .
نكتهء ديگر كه تذكر آن ضرورت دارد سرودن داستانها به تقليد گويندگان سلف بويژه سخنور گنجه ، حكيم نظامى بيش از گذشته متداول مىگردد .
مشهورترين گويندهاى كه در اين ميدان قدم نهاد و آثارى بليغ بوجود آورد نور الدّين عبد الرحمن جامى است .
علاوه بر اين بايد يادآور شد كه ورود بسيارى از واژههاى تركى جغتايى در نظم و نثر و توجه بعضى از گويندگان به سرودن اشعار تركى موجب گشت كه ادب تركى رواج واقعى پيدا كند .
هامش
( 1 ) . كوتاه كردن سخن ، خلاصهگويى
( 2 ) . بسيار گفتن ، پرگوئى