بدار ملك سعادت كسى نيابد راه * مگر به يارى توفيق و بخت نيكاختر
*
من جرعهء صبر مىكشم فرزانه * وين غصه دهر مىخورم مردانه
نوميد نيم كه عاقبت دور فلك * روزى به مراد پر كند پيمانه
*
در مجلس دهر ساز مستى پست است * نه چنگ به قانون و نه دف بر دست است
رندان همه ترك مىپرستى كردند * جز محتسب شهر كه بىمى مست است
در موقع جنگ با برادرش محمود بر سر سلطنت در هنگامى كه او غلبه پيدا كرد و برادرش در جنگ كشته شد ، شاه شجاع رباعى ذيل را سرود :
محمود برادرم شه شيركمين * مىكرد خصومت ز پى تاج و نگين
كرديم دو قسمت كه بياسايد خلق * او زير زمين گرفت و ما روى زمين
*
مرا كه دهر مطيع است و چرخ سازنده * چه غم ز طعنه نابخردان نازنده
به هيچ ورطه مرا پاى در گلى نرود * نگاه داردم از حادثات دارنده
هزار جمع كه برهم زنند باكى نيست * از آنكه لطف خداوند هست پاينده
*
زهى سلام تو آسايش و سكينهء روح * زهى كلام تو مفتاح گنجهاى فتوح
*
به قيامت برم آن عهد كه بستم با تو * تا در آن روز نگوئى كه وفائيت نبود
وفاتش روز يكشنبه 22 شعبان سال 786 رخ داد . عمرش 53 سال و سه ماه .
مدّت دولتش 27 سال بوده است .