بودند ، برخوردند . با اينكه امير مبارز الدّين محمد بيش از سيزده سال نداشت به كمك زنان همراه عدهاى از نكودريان را به قتل رسانيد و سرهاى مقتولين را با خود به خدمت اولجايتو برد .
سلطان محمد اولجايتو در مقابل اين رشادت او را مورد نوازش قرار داد و به جانشينى پدر انتخاب نمود و حكومت ميبد و نگهدارى راههاى اطراف يزد را به دو واگذاشت . خلاصه اينكه او در اواخر ربيع الاول سال 765 وفات يافت . جنازهء او را به ميبد برده در مدرسهء مظفريه به خاك سپردند . و اين امير مبارز الدّين محمد پدر جلال الدّين شاه شجاع و سلطان ابو يزيد است كه اين دو علاوه بر اينكه حاكم يزد بودهاند طبع شعر نيز داشتهاند كه ذيلا ملاحظه مىشود .
شاه شجاع « 1 »
جلال الدّين شاه شجاع بن محمد بن مظفر حاكمى صاحب شوكت و عالىهمّت بوده ، در بيست و دوم جمادى الثانيه سنهء 733 متولد شده است . در سن هفتسالگى تعلّم را آغاز كرد و به سن نهسالگى از حفظ كلام اللّه فارغ شد و به فضائل علمى اشتغال ورزيد و در علوم و معارف به درجهاى رسيد كه همواره فضلاء و علماء در مجلس وى حاضر مىشدند . دربارهء حافظهء او نوشتهاند كه هشت بيت عربى به يك نوبت ياد مىگرفت ، نظم و نثر تازى و فارسى و مكتوبات و رسائل او در طرف عراق شهرتى دارد .
از اوست :
فراز قاف قناعت بگسترانم پر * كه جز نشيمن سيمرغ نيستم درخور
هماى همّت خود را ز بهر مردارى * بكركسان زمانه چرا كنم همسر
درون كشور عزلت چو تختگاه منست * كلاه عزت باقى مرا بود افسر
بلاد مشرق و مغرب به دست آمده گير * همان بريم ز دنيا كه برد اسكندر
به يك توجه مردانه مىرسم جايى * كه مرغ وهم در آنجا بيفكند شهپر
هامش
( 1 ) . صفحهء 63 تاريخ آل مظفر .