از بادهء كبر مست و مخمور مشو * وز راه سلامت و خرد دور مشو
روزى دو اگر جهان بكام تو شود * از شادى اين دوروزه مغرور مشو
*
در موسم گل طرف چمن مىخواهم * با خويش گلى غنچه دهن مىخواهم
ديروز دلم شكست و كردم توبه * و امروز دل توبهشكن مىخواهم
محمّد و اصل « 1 »
نامش محمّد ، پدرش حسين ، لقبش قيصرى ، تخلصش « و اصل » در سال 1290 هجرى قمرى تولد يافته ، بسرودن شعر مىكوشيده . ديوانى دارد در 241 صفحه شامل : غزليات و رباعيات و به چاپ رسيده است . و اصل در سال 1323 شمسى دنياى فانى را وداع گفته به جهان باقى شتافت . نمونهاى از اشعارش نقل مىشود :
*
آبست جهان و زندگانى چو حباب * پاينده حباب كى بماند بر آب
چون برق جهنده عمر تو مىگذرد * اى خواجه غنيمت شمر اين عهد شباب
*
اوضاع جهان خوب و بد و زشت و نكوست * روز و شب و نور و ظلمت و دشمن و دوست
آب آتش باد و خاك هم سنگ و سبوست * گرديده مدار اين جهان بر اضداد
*
اى خوش آن خاك فرحبخش و خوش آن آب و هوائى * پرورش داده چنين سبزه و گلگشت و صفائى
سرو بستان همه ديديم ولى سرو روان را * ما نديديم چنين سرو خرامنده بجايى
جلوهآراى زمان مظهر انوار زمينى * هم قمر طلعت و مه صورت و خورشيد لقائى
هامش
( 1 ) . صفحات 31 و 159 و 180 از ديوان و اصل .