شعراى يزد در دورهء قاجاريه
حسينى يزدى « 1 »
ميرزا سيد محمّد حسينى از جمله سادات حسينى دار العباد يزد بوده و خط شكسته را نيكو مىنوشته و در سرودن شعر بيشتر متمايل به غزلسرائى بوده است وى در سال 1217 يا 1221 قمرى جهان فانى را وداع گفته است او داراى طبعى روان و در اشعار حسينى تخلص مىنموده و نيز داراى ديوانى در حدود 6000 بيت بوده است .
از اوست :
طرف باغ و گل و گلزار بس است * قفس و حلقهء دام هوس است
نفسى همنفسم شو كه مرا * نفس آخر و آخر نفس است
نچشيدم ز لبت آب حيات * قاصد مرگ بيامد كه بس است
*
در پرده گفت مطرب جز پير مىفروش * واقف نگشت كس كه درين پرده راز چيست
*
بىرخت گر دوجهان گلزار است * به دو چشمت كه به چشمم خار است
قاصد ار يار بپرسد كه فلان * جان سپرده است ؟ بگو در كار است
*
هامش
( 1 ) . تذكرهء اختر ص 51 ، آيتى ص 286 ، ديوانبيكى ص 52 - بزرگ ط ( الف ) ص 255