شعراى يزد در دورهء زنديه
زركش « 1 »
نامش محمّد باقر و تخلصش « زركش » از شعراى دورهء كريمخان بوده است . وى طبعى موزون داشته و گاهى به نظم اشعار زبان مىگشوده ، نوشتهاند كه وى را خالوئى بود محمود شيرچىنام كه از آغاز جوانى تا هفتادسالگى مضمون شعر ذيل را پيشه خود ساخته بود :
عهد كردم كه نيايم بدر از ميخانه * تا بدان دم كه مرا پر نشود پيمانه
محمد باقر كه خواهرزادهء او بود بيت زير را به رشته نظم كشيد و به گوش خالوى خود رسانيد .
محمود خواهى عاقبت كار خويش را * محمودوار در خم تيز آب توبه رو
آن غافل از شنيدن اين بيت به هوش آمده دست در دامن توبه زد و هم در آن سال متوجه زيارت كعبه گرديد . و بعد از مراجعت به وطنش در زمرهء خوبان بود تا عمر بپايان رسانيد . نمونهاى از اشعار زركش ياد مىشود :
مهر ابروى توام چون شود افزون در سر * با قد خمشده در گوشه محراب روم
خواب مرگست اميد از شببيدارى من * عمر من آى بسر تا ز تو در خواب روم
هامش
( 1 ) . ص 211 جامع مفيدى ، ص 393 آتشكدهء يزدان .