تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره شعراى يزد — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧

محمد طاهر نصرآبادى « 1 »

وى از اهل نصرآباد پيشكوه يزد بوده و در اوايل سلطنت زنديه مىزيسته و شخصى اديب و فاضل بوده است . گاهى اشعارى مىسروده از جمله چند شعر زير اثر طبع اوست :
زهى خيال تو آسايش دل همه‌كس * سرشته مهر جمال تو در دل همه‌كس ترا به خانه دلها بود مقام چرا * چو آفتاب درآئى به منزل همه‌كس به هيچ‌كس ندهى دل ز بىوفائيها * اگرچه ساخته‌اى خانه در دل همه‌كس ز ناز تو طلب خونبها كه خواهد كرد * چه چشم مست تو گرديده قاتل همه‌كس بخواب « طاهر » بيدل شبى نمىآئى * اگرچه سوختنت افتاده در دل همه‌كس

ملا آگهى « 2 »

موطنش يزد و شغلش خياطى و مسافرتش تا هرات بوده و باز به وطن خود مراجعت نموده . ديوانى از او نقل كرده‌اند ولى ديده نشد . از اوست :
منم به روى تو حيران و آن كسان كه نباشند * غريب بىبصرانند بهتر آنكه نباشند مكن ملامت اهل نظر در آينه بنگر * ببين كه عاشق روى تو مىتوان كه نباشند ؟
*
نه ترا خشك‌لب از روزه توانم ديدن * نه لبت را به لب كوزه توانم ديدن من كه يكدم نتوانم به غمى ديد ترا * كى به اين محنت سى روزه توانم ديدن ماه خيرات و زكاتست چنان كن كه « گهى » * روى خوب تو به دريوزه « 3 » توانم ديدن
هامش
( 1 ) . ص 137 تاريخ يزد . ( 2 ) . آتشكدهء آذر ، ص 208 جامع مفيدى ، ص 273 آتشكدهء يزدان ، ص 185 هفت‌اقليم ، ص 9 تذكرهء پژمان ، تذكرهء اسحاق بيكى ( خطى ) . ( 3 ) . گدائى