ايزدى « 1 »
وى در روزگار فرمانروايى اكبر شاه هندى عازم سفر هندوستان گرديده و خدمت جمعى از كاملين رسيده و در آنجا چشم از زندگانى دنيا پوشيده است . دو رباعى زير اثر طبع اوست كه نقل مىشود :
اى ساقى بادهء محبت جامى * وى قاصد غمزهء بتان پيغامى
تا كى هدف تير تغافل باشيم * قهرى ، لطفى ، تبسمى ، دشنامى
*
بر نيك و بد جهان پردرد دريغ * گه خنده كنم چو برق و گه گريه چو ميغ « 2 »
غير از لب ساغر و دم صبح مرا * لبها لب مار گشت و دمها دم تيغ
عرفان « 3 »
نامش ملا مطيع از علماى بزرگ قرن دوازدهم هجرى است كه در انشاء و انشاد ماهر و استاد بوده . از تأليفات او كتاب المواهب السنيّه است . اينك نمونهء شعر او :
گذشتهام چو قلم بر صحيفهء ايجاد * كسى نمانده كه داد سخن تواند داد
به اين قدر كه قلم آشنا بود به سخن * جدا كنند سرش را به خنجر بيداد
فلك به سينه دانا حواله مىسازد * ز شست حادثه هر ناوكى كه يافت گشاد
چنان ز دهر برافتاد رسم آميزش * كه شخص و سايه كنند از قرابت استبعاد « 4 »
نمىنوازد اگر آسمان مرا شادم * كه چنگ را ننوازند جز پى فرياد
مرا به تنگدلى روزگار گو بگذر * كه غنچه را ندهد جز شكفتگى بر باد
ز تيرهبختى خود گاهگاه شاد شوم * كه شمع كشته بود ايمن از طپانچه باد
وظيفهاى كه به من مىرسد ز فضل و هنر * همان كنايهء خصم است و طعنهء حساد
هامش
( 1 ) . ص 64 رياض العارفين ، ص 903 تذكرهء يزدان ، تذكرهء روز روشن .
( 2 ) . ابر
( 3 ) . ص 310 آتشكدهء يزدان ، ص 75 ريحانة الادب جلد چهارم .
( 4 ) . دورى جستن