پرش به محتوای اصلی

شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحه 465

پدیدآورندگان:

ص۴۶۵
بدان مراجعه كرد و حكم شرعى را از آن اخذ كرد . جناب مصنف همين رأى دوّم را پذيرفته و مىفرمايند : مصاحبت و همراهى با پيامبر خدا ( ص ) و صحابى حضرت بودن بزرگترين شرف و ارزش است ( البته اگر همراه با ايمان باطنى به آنحضرت باشد ) و لكن با همه عظمت و علوّ اين مقام مجرّد صحابى بودن باعث نمىشود كه شخص معصوم از لغزشها و خطاها شود بلكه صحابى هم مانند تابعى و تابعى تابعى و . . . گاهى مصيب است و گاهى مخطئ و لذا نتوان تضمين كرد و گفت حتما فتواى او صحيح بوده و مىتوان بدان مراجعه كرد و تازه خود صحابه رسول چند گروه بودند . 1 - عده‌ايكه كامل الايمان و كامل الورع و . . . بودند مانند سلمان و ابو ذر و . . . 2 - عده‌اى هم به اعتقاد ما معصوم بودند مثل على ( ع ) ، حسن و حسين ( ع ) كه حساب جدائى دارند . 3 - عده‌اى هم مؤمن بودند ولى كامل الايمان نبودند . 4 - و عده‌اى هم منافق بودند و . . . و بر همين اساس ميان آنها آنهمه اختلافات و خصومتها و منازعات و كشمكشها پس از رسول خدا ( ص ) بوجود آمد حال قول كدام صحابى ارزش دارد ؟ اگر بفرمائيد : صحابى عادل بودند و قولشان حجت است ولى جواب اينست كه هرگز نتوان همهء آنها را عادل خواند با اينكه در ميان آنها معاويه هم بوده و . . . پس نتوان گفت قول صحابى حجت است از همه اينها كه بگذريم صحابه در فتاوى اختلاف داشتند حال قول كدام در حق ما حجت باشد قول همه حجت باشد كه جمع