بدان مراجعه كرد و حكم شرعى را از آن اخذ كرد .
جناب مصنف همين رأى دوّم را پذيرفته و مىفرمايند :
مصاحبت و همراهى با پيامبر خدا ( ص ) و صحابى حضرت بودن بزرگترين شرف و ارزش است ( البته اگر همراه با ايمان باطنى به آنحضرت باشد ) و لكن با همه عظمت و علوّ اين مقام مجرّد صحابى بودن باعث نمىشود كه شخص معصوم از لغزشها و خطاها شود بلكه صحابى هم مانند تابعى و تابعى تابعى و . . . گاهى مصيب است و گاهى مخطئ و لذا نتوان تضمين كرد و گفت حتما فتواى او صحيح بوده و مىتوان بدان مراجعه كرد و تازه خود صحابه رسول چند گروه بودند .
1 - عدهايكه كامل الايمان و كامل الورع و . . . بودند مانند سلمان و ابو ذر و . . .
2 - عدهاى هم به اعتقاد ما معصوم بودند مثل على ( ع ) ، حسن و حسين ( ع ) كه حساب جدائى دارند .
3 - عدهاى هم مؤمن بودند ولى كامل الايمان نبودند .
4 - و عدهاى هم منافق بودند و . . .
و بر همين اساس ميان آنها آنهمه اختلافات و خصومتها و منازعات و كشمكشها پس از رسول خدا ( ص ) بوجود آمد حال قول كدام صحابى ارزش دارد ؟
اگر بفرمائيد : صحابى عادل بودند و قولشان حجت است ولى جواب اينست كه هرگز نتوان همهء آنها را عادل خواند با اينكه در ميان آنها معاويه هم بوده و . . .
پس نتوان گفت قول صحابى حجت است از همه اينها كه بگذريم صحابه در فتاوى اختلاف داشتند حال قول كدام در حق ما حجت باشد قول همه حجت باشد كه جمع
شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 465
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٤٦٥