تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 461

مساهمون:

ص٤٦١
گردد يعنى در صدر اسلام و روزهاى اوّليه بعثت رسول اكرم ( ص ) يك حساب داشته و كسانى بودند كه پيرو آئين عيسى ( ع ) بودند و مسلمان شده بودند استصحاب مىكرد احكام سابقه را و كسانى هم كه از شرك و كفر و بت‌پرستى و جاهليت رسته و مسلمان شده بودند كه در موارد شبهه به حكم عقل و اصل اولى در اشياء مشكل خود را حلّ مىكردند ولى پس از اكمال دين و اتمام نعمت ( بقول خود قرآن پس از جريان غدير خم :
الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً )
هيچ حكمى از احكامى را كه جامعه و افراد مسلمان بدان محتاج بودند و جهت سلامت و سعادت جامعه لازم و ضرورى و يا غير ضرورى بود فروگذار نكرده مگر اينكه آن را براى ما بيان نموده و تكليف ما مسلمانان را در آن رابطه روشن ساخته چه آن حكم موافق با احكام شريعت سابقه باشد و چه مخالف آن و دليل اثبات اين ادّعا آنست كه رسول گرامى اسلام در خطبهء حجة الوداع به مردم مسلمان فرمود : « ما من شيئ يقربكم من الجنة و يبعدكم عن النار الّا و قد امرتكم به و ما من شئ يبعدكم عن الجنة و يقربكم من النّار الّا و قد نهيتكم عنه » . يعنى همهء واجبات و محرمات و تكاليف را تا دامنهء قيامت براى شما بيان كردم و چيزى فروگذار نشده پس ما نيازى نداريم كه به احكام شرايع سابقه مراجعه كرده و بدان ملتزم باشيم . علاوه بر اين از اخبار و روايات مأثوره از ائمه ( ع ) اينطور استفاده مىشود كه شرايع و اديان آسمانى كه عموميت داشته و جهانشمول بود ( ولو براى پانصد سال مثل شريعت عيسى ( ع ) خصوصيتشان اين بود كه هرشريعتى ناسخ اديان و شرايع سابقه بوده و مبلّغ احكام جديده‌اى بود و ظاهر نسخ هم نسخ كلى است بدين معنا
شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 461 | على محمدى خراسانى