تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 437

مساهمون:

ص٤٣٧
مىدانست كه انزال منى مبطل است و نيز شرب الماء مفطر است ) و خلاصه سئوال او از شبهه موضوعيه و تطبيق عنوان انزال بر تقبيل نبود بلكه از شبههء حكميه بود كه آيا در اسلام تقبيل بدون انزال مستقلا مبطل است يا خير ؟ طبق اين احتمال كه عدم دلالت حديث بر حجيت قياس خيلى واضحتر است زيرا كه اصلا تقبيل و مضمضه ربطى به هم ندارند تا فقيهى يكى از آنها را بر ديگرى قياس كند در حالى كه در قياس فرعى هست و اصلى و جهت جامع و علت مشتركه‌اى و اين دو باب قدر جامع ندارند فكيف يقاس احدهما بالاخر ؟ و مخصوصا اگر مسئله ، مسئله عبادى باشد و قياس در عبادت باشد كه مورد حديث از همين قبيل است و چنين قياسى اصلا ارزش ندارد زيرا قبلا در رابطه با جواب از آيات گفتيم كه احتمالات فراوانى هست و اذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال ( مگر آسمان را به ريسمان به صرف اينكه هردو هموزن و هم‌قافيه هستند قياس ميتوان كرد ؟ الّا ان يقال كه هدف وسيله را توجيه مىكند ) . قوله : نعم : مگر اينكه كسى بگويد : سئوال از شبهه حكميه بود و حكم به عدم مفطريت از باب اصل برائت عقليه و به حكم عقل است نه از باب قياس كه اگر از اين باب باشد اصل برائت دليليت خواهد داشت نه قياس و حديث ثانى هم از محلّ بحث خارج مىشود . 3 - حديث فزارى : در زمان پيامبر اكرم ( ص ) شخصى بنام فزارى همسرش فرزندى سياهپوست زائيده بود وى هنگاميكه نوزاد سياه را ديد انكار كرده و گفت اين فرزند از نسل من نيست ( چون خود او اسود نبوده و مثلا ابيض يا گندم‌گون بوده ) جريان به محضر رسول خدا ( ص ) كشانده شد و حضرت براى قانع ساختن وى