تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 439

مساهمون:

ص٤٣٩
اكرم قياس كرده‌اند و اگر قياس حجت نبود رسول خدا قياس نمىكردند ( منجمله حديث بيع رطب به تمر « 1 » . جواب ما : قياس كردن قياس ماها به قياس رسول خدا ( ص ) مع الفارق است و از محل بحث فاصله گرفتن است و فرق در اينست كه : بر فرض رسول خدا قياس كرده باشد او عالم به اسرار و علل احكام و فلسفه حلال و حرام دين و شريعت خود بوده و قياسات او روى حساب بوده و يقين داشته كه علت تامه فلان حكم در اصل فلان امر بوده و همان علت بدون كم و زيادى در فرع هم وجود دارد لذا قياس فرموده ولى ماها ( غير معصومين ) عالم به حقايق پشت پرده نيستيم و براساس حكمت بالغه الهيه ميان ما و لوح محفوظ حجاب ضخيمى وجود دارد كه قادر به ادراك حقايق واقعيه نيستيم و نمىتوانيم بگوئيم : حتما علت تامه حكم در اصل فلان امر است و همان امر بتمامه و كماله در فرع هم وجود دارد و . . . بلكه احتمالات فراوان وجود دارد كه در رابطه با آيات اشاره شد . 5 - حديث خثعميه : زنى بنام خثعميه به محضر رسول خدا ( ص ) شرفياب شده عرض مىكند : يا رسول اللّه پدرم از دنيا رفته و حج واجبى به گردنش بوده آيا اگر من به نيابت از پدر حج بجا آورم به حال او سودى خواهد داشت ؟ حضرت ( ص ) فرمودند : بگو بدانم اگر بر عهده پدرت بدهكاريى بود و تو آن را مىپرداختى آيا به حال او سودمند بود يا خير ؟ عرضكرد : آرى يا رسول اللّه ( ص ) : حضرت فرمود : پس دين الهى سزاوارتر است به اينكه قضا شود ( كنايه از اينكه حتما نافع است ) .
هامش
( 1 ) - كه در شرح اصول فقه ، ج 3 ، آورده‌ام .