تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 415

مساهمون:

ص٤١٥
مجتهد زنده تقليد كرد ؟ يا از مجتهد مرده هم مىتوانيم تقليد كنيم ؟ حضرات عامّه با كمال تأسّف باب اجتهاد را بسته و هرچه را كه از فقهاء اربعه و رؤساى مذاهب چهارگانه يعنى شافعى ، مالك ، حنبل ، ابو حنيفه بدانها رسيده بدون چون‌وچرا عمل مىكنند با اينكه آنان ولو فقيه بودند ولى قطعا معصوم نبودند و . . . ولى در فقه شيعه باب الاجتهاد هميشه مفتوح است و مكتب شيعه عنايت دارد كه بايد از مجتهد زنده تقليد شود و اين البته بحثى بسيار شيرين و دامنه‌دار است امّا بقدريكه مطلب كتاب حلاجى شود مىگوئيم : در اين رابطه سه نظريه مطرح شده : 1 - عقيدهء مشهور قدماء اينست كه تقليد از ميت مطلقا جايز نيست چه ابتداءا و چه استدامة و بقاءا و دلائل متعددى اين امر دارد منجمله اجماعات منقوله‌ايكه از تعداد زيادى از بزرگان فقه از قبيل شهيد و ديگران نقل شده . 2 - مشهور اخباريين ( و بعض الاصوليين مثل محقق قمى ره « 1 » برآنند كه تقليد از ميت مطلقا جايز است چه ابتداءا و چه بقاءا . 3 - مشهور متأخرين قائل به تفصيل هستند و مىگويند : تقليد از ميت ابتداء ( يعنى اينكه فردى تازه به سن بلوغ رسيده و مىخواهد تقليد كند يا تازه مسلمان شده و . . . ) جايز نيست ولى استدامة جايز و بلكه اگر ميت اعلم باشد واجب مىشود و براى اين تفصيل دلائلى هم اقامه شده كه در قسمت اوّل دليل اجماع است و مخالفت اخباريين و محقق قمى قادح نيست چون اجماع سابق بر آنها است و نيز دليل ديگر اينست كه مجتهد مرده رأيى ندارد تا به رأى او عمل شود و نيز اخبار تقليد هم ظهور
هامش
( 1 ) - به نقل مصباح الاصول .