خودش تفصيلا گذشت بنابراين به عقيدهء ما اينجا جاى استصحاب نيست .
و امّا ديگران كه استصحاب را مطلقا جارى مىدانند جوابهاى ديگرى دارند منجمله اينكه مىگويند : استصحاب از اصول عمليه است و الاصل دليل حيث لا دليل و ما در اينجا دليل بر خلاف داريم و جاى استصحاب نيست و دليل بر خلاف همان ظاهر آيات و روايات باب تقليد است كه بدان اشارت رفت . و بالجمله به عقيدهء ما در ميان ادلّه مجوزين تقليد از ميت يكدليل قرص و محكمى نيافتيم كه تسليم شويم و لذا ما طرفدار قول اولى و منع مطلق هستيم .
تمرينات :
جواب تمرين اوّل : اجتهاد در لغت بذل مجهود در طلب گمشده است و در اصطلاح معرفت استنباط احكام شرعيه از راه ادلّه است و تقليد : تطبيق عمل بر فتواى مجتهد است .
جواب تمرين دوّم : پنج دليل براى قول به وجوب تقليد اعلم و شش دليل براى عدم وجوب تعيينى آن از زبان مصنف ذكر شد .
جواب تمرين سوّم : امامت از اصول دين است و اسّ الاسلام النامى و نظام الامة و سرنوشتساز براى جوامع بشرى و اسلامى است ولى تقليد از فروع دين و مربوط به اعمال و وظائف شخصى ما است . . .