است كه چيزى از آن دستگير مجتهد نمىشود و گرنه مجتهد تلاش خود را كرده و اى چهبسا ماهرترين مجتهد هم گاهى دچار چنين صيغ مشكلهاى مىشود .
مطلب سوّم : اگرچه در صدر اسلام و در زمان ائمه ( ع ) و در دوران غيبت تا زمان تنظيم و تبويب و تنقيح احاديث ، اجتهاد مطلق ، كار بسيار دشوار و بلكه ممتنعى بود چون غير از معصوم كسى احاطه به همهء احاديث و منابع نداشت تا در هربابى بتواند حكم شرعى را استخراج كند ولى در عصر ما و امثال آن اجتهاد مطلق و معرفت جميع يا معظم احكام شرعيه از راه ادلّهء احكام كاملا ممكن و ميسور است و نه تنها ممكن است بلكه واقع هم شده و اينهمه مجتهدين مطلق با تمام مهارت در طول تاريخ وجود داشتهاند از قبيل شيخ طوسىها ، محققها ، علامهها ، شهيدين ، محقق ثانى ، كاشف الغطاء و . . .
انما الكلام در امكان و استحالهء اجتهاد متجزى است كه آيا تجزّى در اجتهاد ممكن است ؟ يا مستحيل ؟
اكثر فقهاء شيعه و سنى طرفدار امكان هستند و عدهاى هم قائل به استحاله مىباشند ، طرفداران استحاله دو دليل دارند كه يكدليل از زبان متقدمين در معالم الاصول نقل شده و خلاصهاش اينكه :
الاجتهاد فى مسئلة يتوقف على النظر فى جميع ادلة الفقه لاحتمال دليل فيها متعلق بتلك المسئلة و القادر على النظر كذلك مجتهد مطلق و غير القادر لا يكون مجتهدا فيها ايضا .
ولى جوابش اينست كه : ربما يقطع او يطمئن بعدم دليل بين ساير الادلة متعلق بتلك المسئلة . . .
شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 382
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٨٢