تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
وجوب اغتسال است ( البته چنين اصلى مثبت است چون ثابت مىكند كه پس آن حدث ، جنابت بوده پس بايد غسل كرد ولى سيأتى كه بر مبناى مصنف اين گونه از اصول مثبته ارزش دارند ) و مثال عرفى مطلب داستان فيل و پشه است كه يقينا كلى حيوان در ضمن احدهما در دار موجود شد و الآن شك در بقاء حيوان داريم . . . الكلام الكلام . قوله : بل هذا : تابحال مثال در موردى بود كه يقين دارد كه غسلى نكرده ولى نمىداند حدث اصغر بوده يا اكبر ؟ حال مىفرمايد : حتى اگر در مثال مذكور پس از علم به كلى حدث احتمال دهد كه غسل هم كرده و اگر جنابت بوده و مشكوك البقاء است باز هم اركان استصحاب نسبت به كلى تام است و جارى مىشود ( بر خلاف محقق قمى طبق نقل مرحوم شيخ در رسائل ) . و امّا كلى قسم ثالث : آنست كه مكلف يقين كرد كه فلان فرد كلى در خارج موجود شد و كلى هم در ضمن آن موجود شد و سپس يقين دارد كه آن فرد اول منتفى شده و از بين رفته و لكن سخن از تبادل افراد است يعنى احتمال مىدهد كه همزمان با تحقق فرد اوّل يا قبل از آن يا به مجرّد زدال فرد اوّل فرد ديگرى از همين كلى موجود شد و كلى در ضمن آن الآن هم موجود است مثلا زيد وارد منزل شد و كلى طبيعى انسان در ضمن او موجود شد و الآن يقين داريم كه زيد از منزل خارج شد ولى احتمال مىدهيم كه فرد ديگرى در منزل موجود شده باشد و كلى انسان در ضمن او ادامهء وجود دهد . يا اينكه كلى ما ذات المراتب است و يقين داريم كه مرتبهء عاليه خود را از دست داده ولى مردديم كه آيا به كلى نابود شده يا اينكه در ضمن مراتب متوسطه و نازله موجود است ؟ مثلا اين جسم قبلا داراى رنگ سياه شديد بود و الّا
شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 268 | على محمدى خراسانى