حدث و . . . استصحابات جزئيه بلااشكال قابل جريان است و مثالهائيكه مصنف تابحال مىآوردند عموما از همين قسم بود و مدعاى خودشان هم همين بود و امّا استصحاب كلى در اين تنبيه مورد بحث است كه آيا استصحاب در كلى جارى مىشود يا نه ؟
استصحاب كلى در يك تقسيم سه قسم مىشود :
1 - كلى قسم اوّل 2 - كلى قسم ثانى 3 - كلى قسم ثالث .
امّا كلى قسم اوّل آنست كه مكلف يقين پيدا كرد به وجود فرد و مصداقى از مصاديق يك عنوان كلى و البتّه از آن رهگذر كه كلى طبيعى در خارج به عين وجود افرادش موجود است پس كلى هم در ضمن آن فرد محقق شد پس از مدّتى شك مىكنيم در بقاء همان فرد اوّل ( و سخن از فرد ديگر و تبادل افراد نيست ) و بدنبالش در بقاء كلى آن فرد هم شك مىكنيم كه در اين فرض هم استصحاب جزئى اركانش تام است و هم استصحاب كلى و در هركدام مىتوانيم استصحاب را جارى كنيم منتها بايد داراى اثر شرعى باشد و گرنه اصل عملى جريان پيدا نمىكند .
مثال : عنوان حدث جنس است و شرعا دو نوع دارد :
1 - حدث اكبر مثل جنابت .
2 - حدث اصغر مثل بول و غائط و نوم و . . .
حال مكلف يقين دارد كه خوابيده و مصداقى از مصاديق كلى حدث اصغر محقق شده و كلى هم در ضمن آن يافت شده و پس از خواب شك دارد كه آيا وضو ساخته يا نه ؟ در اينجا هم مىتواند استصحاب را در فرد و جزئى جارى كند يعنى حدث حاصله از نوم را كه ممتاز به اين مشخصه است استصحاب كند و هم
شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 266
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٦٦