تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
( اعاده و قطع نماز لازم و جايز نيست ) سپس حضرت علّت آوردند كه : تو كه نمىدانى ( كه خون از قبل بوده يا الآن اصابت كرده ) پس شايد خونى باشد كه هم اكنون اصابت كرد و از قبل نبوده ( صغراى مطلب است كه يقين سابق دارى و شك لاحق ) و كبراى كلى هم اينست كه : « فليس ينبغى لك ان تنقض اليقين بالشك » يعنى سزاوار نيست كه يقين به عدم را با شك در وجود نقض كنى ( اين جمله محل شاهد ديگرى بر استصحاب است ضمنا تعبير به ينبغى و . . . با ارشاديت به امر ارتكازى عقلى مناسبت است ) . بحث سندى : اين حديث نيز مانند حديث قبلى مضمره است ولى به همان دليل اضمار مضر نيست . بحث دلالى : در رابطه با دو فراز مورد استشهاد مختصر بحثى وجود دارد كه مرحوم شيخ در رسائل بيان فرموده‌اند « 1 » ولى به مطلوب ما ضرر نمىزند و از دو فراز ، فراز اوّل دلالتش بر مطلوب واضح است و اينكه امام فرمود نمازت اعاده ندارد علّتش آنست كه وى بر وجه شرعى وارد نماز شده يعنى با استصحاب طهارت و عملى كه مطابق امرش چه ظاهرى و چه واقعى انجام پذيرد مجزى است و اعاده لازم ندارد . و امّا فراز دوّم دلالتش بر مطلوب ما مجمل است چون به احتمال قوى كبراى كلى را با فاء تفريع آورده و لا يبعد كه الف و لام اليقين و الشك الف و لام عهد باشد يعنى الف و لام در فرع اشاره به متفرع عليه باشد كه مورد جزئى و خاصّى است و استفاده كردن حكم كلى از آن مشكل است ولى مهم نيست زيرا كه فراز اوّل ما را بس
هامش
( 1 ) - رسائل ، صفحهء 330 و 331 .
شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 244 | على محمدى خراسانى