قوله : و صحيحة : گويا كسى مىگويد : در فراز اوّل صحيحه زراره سئوال از خفقه و خفقتان است و سئوال از شبهه موضوعيه نيست كه اينها از مصاديق نوم هستند يا نه ؟ بلكه سئوال از شبهه حكميه و از حكم شرعى اينهاست و منشأ آن هم شبهه مفهوميه است كه معناى نوم را نمىدانيم و شما گفتيد در چنين موردى جاى استصحاب نيست در حالى كه امام ( ع ) در همين مورد استصحاب و قانون لا ينقض را بيان فرمودهاند توجيه شما چيست ؟
مصنف مىفرمايد : اگرچه فراز اوّل حديث همان است كه شما گفتيد يعنى سئوال از حكم است و منشأ شبهه هم شبههء مفهوميه است و لكن خوشبختانه در اين مرحله جواب امام ( ع ) اين نبود كه جاى استصحاب است بلكه جواب اين بود كه نوم مراتبى دارد : نازلترين آنها خواب چشم است كه با چرتزدن حاصل مىشود و كاملترين مرتبه آن نوم العين و الاذن و القلب است كه مبطل وضو است . . . آرى در فراز دوّم كه سخن از شبههء موضوعيه بود كه آيا حركتدادن شيئ در جنب او و متوجه نشدن او اماريت براى نوم شرعى دارد يا نه ؟ و حكم اين شك چيست ؟ امام ( ع ) در جواب فرمودند : اينجا جاى استصحاب است « و لا ينقض اليقين » . . . پس اين حديث به درد موارد شك در رافعيت موجود لاجل شبههء حكميه يا مفهوميه نمىخورد .
قوله : فظهر : با اين بيانات تفصيلى ما در رابطه با صحيحهء اولى حقايقى روشن شد از جمله اينكه معلوم گشت كه بسيارى از مواردى را كه اصوليين از باب استصحاب قلمداد كردهاند در حقيقت از اين باب نيست بلكه از باب عمل به دليل سابق است كه بيان شد البتّه ما در نامگذارى و اصطلاح دعوا نداريم و لا مشاحة فى
شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 239
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٣٩