نكته دوم : بيان معناى لغوى كلمهء استصحاب :
جناب مصنف براى استصحاب دو معنا ذكر مىكنند كه هركدام با استصحاب مصطلح متناسب است و باصطلاح دليل آنست كه استصحاب در اصطلاح از الفاظ منقوله است كه با رعايت مناسبت از معناى لغوى منتقل شده :
1 - معنائى كه مشهور گفتهاند و هو اخذ الشئ او الشخص مصاحبا . يعنى :
چيزى يا كسى را همراه گرفتن و با خود به همراه داشتن مثلا عرب مىگويد :
استصحبت مع فلان . يعنى : او را با خود همراه و همسفر گرفتم . يا استصحبت هذا الشئ يعنى او را با خود يدك كشيدم و به اين معنا در تعبيرات فقهاء نيز آمده كه مىگويند : استصحاب ما لا يؤكل لحمه فى الصلاة ، استصحاب جلد الميته و . . .
2 - معنائى كه مصنف در اينجا آورده و آن با عنايت به اينكه استصحاب مصدر باب استفعال است و يكى از معانى آن طلب است بيان شده و هو طلب صحبة الشئى يعنى طلب همراهى و مصاحبت با چيزى .
نكته سوّم : معناى اصطلاحى استصحاب : براى استصحاب در اصطلاح قوم تعاريف مختلفى عنوان شده از جمله مرحوم شيخ انصارى در رسائل حدود هفت تعريف آوردهاند « 1 » و اسدّ و اخصر آنها اينست كه : الاستصحاب ابقاء ما كان ولى جناب مصنف بيان ديگرى را انتخاب كردهاند كه البته تمامى اينها مشير به يك حقيقت است ؛
و عباراتناء شتى و حسنك واحد * و كل الى ذاك الجمال يشير
هامش
( 1 ) - در آغاز ج 5 ، شرح رسائل ، بيان نمودهام .