مخالف با واقع بود قطعا باطل است و مستحق عقوبت است و اگر اتفاقا مصادف با واقع در آمد چنانچه عمل انجامشده معاملهاى از معاملات باشد از قبيل بيع - نكاح و . . . البته صحيح است و اثر مطلوب بر آن منتقل مىشود يعنى اگر بيع است نقلو انتقال و اگر نكاح است زوجيت مىآورد و دليل بر صحت و ترتب اثر آنست كه معاملات در حقيقت يك سلسله اسبابى هستند كه اگر در واقع موجود شده باشند مسببات آنها بر آنها مترتب مىشود و نيازى به علم و قصد قربت و . . .
ندارد و فرض اينست كه آن سبب واقعى موجود شده پس بايد مسبب آن هم كه ملكيت - زوجيت و . . . مىباشد موجود شود و هذا هو معنى الصحة .
و امّا اگر چنانچه عمل انجامشده عبادتى از عبادات بوده باز چنانچه قصد قربت از او متمشى بوده و قصد قربت هم كرده باز بايد حكم به صحت كرد چون مقتضى موجود و مانع مفقود است و عمل او كمبودى ندارد تا بگوئيم باطل است .
سئوال : كجاها قصد قربت متمشّى است ؟
جواب : در مورديكه شخص غافل است و در اثر غفلت از جهل به حكم قصد قربت هم كرده و بعد هم اتفاقا مطابق واقع درآمده . . .
و امّا اگر جاهل بسيط و شاك بوده و قصد قربت از او متمشى نبوده در اثر اينكه شك دارد كه اين عمل مقرب است يا نه البته عبادت او باطل خواهد بود چون پيكرهء عمل او درست بوده ولى روح عمل ناتمام بوده كه قصد قربت باشد و عبادت بدون قصد قربت ارزشى ندارد . اينهم وضع عبادات و معاملات جاهل مقصّر .
قوله : نعم : سه مورد از عبادات هست كه بالاجماع استثناء شده و حكم شده به صحت عبادت جاهل ولو مقصر باشد و آنها عبارتند از :
شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 197
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٩٧