روبهرو نشويم ، بايد بگوييم نهى در اينجا دلالت بر صحت دارد .
در اين مقام مىگوييم هنگامى كه نهى به عبادت تعلق مىگيرد ، مقصود عبادت فعلى نيست ؛ يعنى مقصود همين نماز خارجى كه مىخواهيم ادا كنيم ، نيست ؛ زيرا خارج ظرف سقوط تكليف است نه ظرف ثبوت آن . نماز خارجى فعلى نيست كه منهى واقع مىشود ، بلكه نهى تعلق مىگيرد به وظيفهاى كه تشريع شده است و بايد به آن تعبد داشته باشيم و قصد قربت كنيم ، در صورتى كه امر برآن واقع شود و نهى هم به آن تعلق نگيرد . هنگامى كه گفته مىشود « الصلاة قربان كل تقى » و « الصلاة معراج المؤمن » و
« الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ »
« 1 » و « يا ايها الذين آمنوا اقيموا الصلاة » ، نماز را برپا داريد ، نمازى كه به آن امر مىشود با قصد قربت ، نمازى است كه نهى نشده باشد از آن ، اينچنين نمازى را بايد در خارج آورد . اكنون اگر شارع بگويد نماز را در جايى كه زمين آن مغصوب است ، نخوانيد ؛ زيرا نمازى را كه مىخواهيد در خارج موجود كنيد پيش از ايجاد ، نهى به آن خورده است ، در اينجا نماز نخواندن در زمين مغصوب ، تحت قدرت مكلف است و تكليف به محال نيست . نمازى كه مأمور به مكلف است طبيعت صلات است و افراد زياد طوليه و عرضيه دارد ، در زمانهاى اول ، وسط و آخر وقت همچنين مكانهاى مسجد ، خانه ، بيابان و . . . نهى از خواندن نماز در بين قبور تكليف به محال نيست ، بلكه شارع مىگويد در طبيعت مأمور به ، آن فردى كه
هامش
( 1 ) العنكبوت ( 29 ) : 45 « . . . همانا نماز است كه اهل نماز را از هر كار زشت و منكر بازمىدارد . . . » .