تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غزليات حافظ ( فارسى ) — صفحة 977

مساهمون:

ص٩٧٧

471 [ بشنو اين نكته كه خود را ز غم آزاده كنى ]

1 بشنو اين نكته كه خود را ز غم آزاده كنى * خون خورى گر طلب روزى ننهاده كنى
2 آخر الامر ، گِلِ كوزه گران خواهى شد * حاليا فكر سبو كن كه پر از باده كنى
3 گر از آن آدميانى كه بهشتت هوس است * عيش با آدميى ، چند پريزاده كنى
4 تكيه بر جاى بزرگان نتوان زد به گزاف * مگر اسباب بزرگى همه آماده كنى
5 اجرها باشدت اى خسرو شيرين‌دهنان * نظرى گر سوى فرهادِ دل افتاده كنى
6 خاطرت كى رقم فيض پذيرد ؟ هيهات * مگر از نقش پراكنده ، ورق ساده كنى
7 كار خود گَر به خدا باز گذارى « حافظ » * اى بسا عيش كه با بخت خدا داده كنى
8 اى صبا بندگى خواجه جلال الدين كن * كه جهان پر سمن و سوسن آزاده كنى
غزليات حافظ ( فارسى ) — صفحة 977 | شمس الدين حافظ