441 [ خوش كرد ياورى فلكت روز داورى ]
1 خوش كرد ياورى فلكت روز داورى * تا شكر چون كنى و چه شكرانه آورى ؟
2 در كوى عشق ، شوكت شاهى نمىخرند * اقرار بندگى كن و اظهار چاكرى
3 آنكس كه اوفتاد ، خدايش گرفت دست * گو بر تو باد تا غم افتادگان خورى
4 ساقى به مژدگانى عيش از درم درآى * تا يكدم از دلم غم دنيا بدر برى
5 در شاهراه جاه و بزرگى خطر بسيست * آن به كزين گريوه ، سبكبار بگذرى
6 سلطان و فكر لشكر و سوداى تاج و گنج * درويش و امن خاطر و كنج قلندرى
7 يك حرف صوفيانه بگويم اجازت است * اى نور ديده ، صلح به از جنگ و داورى
8 نِيل مراد بر حسب فكر و همت است * از شاه نذر خير و ز توفيق ، ياورى
9 « حافظ » غبار فقر و قناعت ز رخ مشوى * كاين خاك ، بهتر از عمل كيمياگرى