تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غزليات حافظ ( فارسى ) — صفحة 777

مساهمون:

ص٧٧٧

371 [ سرم خوشست و به بانگ بلند مىگويم ]

1 سرم خوشست و به بانگ بلند مىگويم * كه من نسيم حيات از پياله مىجويم
2 گرم نه پير مغان در به روى بگشايد * كدام در بزنم چاره از كجا جويم ؟
3 عبوس زهد به وجه خمار ننشيند * مريد فرقهء دُردىكشان خوش‌خويم
4 مكن درين چمنم سرزنش به خودرويى * چنان كه پرورشم مىدهند مىرويم
5 تو خانقاه و خرابات در ميانه مبين * خدا گواست كه هرجا كه هست با اويم
6 ز شوقِ نرگسِ مستِ بلندبالائى * چو لاله با قدح افتاده بر لب جويم
7 شدم فسانه به سرگشتگى ، چو گيسوى دوست * كشيد در خم چوگان خويش چون گويم
8 غبارِ راهِ طلب كيمياى بهروزيست * غلام دولت آن خاك عنبرين بويم
9 بيار مى كه به فتواى « حافظ » از دل پاك * غبار زرق ، به فيض قدح فروشويم