تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غزليات حافظ ( فارسى ) — صفحة 751

مساهمون:

ص٧٥١

358 [ ما بدين در نه پى حشمت و جاه آمده‌ايم ]

1 ما بدين در نه پى حشمت و جاه آمده‌ايم * از بد حادثه اينجا به پناه آمده‌ايم
2 رهروِ منزل عشقيم و ز سرحد عدم * تا به اقليم وجود اين همه راه آمده‌ايم
3 سبزهء خط تو ديديم و ز بستان بهشت * به طلبكارى اين مهرْ گياه آمده‌ايم
4 با چنين گنج كه شد خازن آن روح امين * به گدايى به در خانهء شاه آمده‌ايم
5 لنگر حلم تو اى كشتى توفيق ، كجاست ؟ * كه درين بحرِ كَرَم غرق گناه آمده‌ايم
6 آبرو مىرود اى ابر خطا شوى ببار * كه به ديوان عمل نامه‌سياه آمده‌ايم
7 « حافظ » اين خرقهء پشمينه بينداز كه ما * از پى قافله با آتش آه آمده‌ايم