336 [ عمريست تا من در طلب هر روز گامى مىزنم ]
1 عمريست تا من در طلب هر روز گامى مىزنم * دست شفاعت هر زمان بر نيكنامى مىزنم
2 بىماهِ مهر افروز خود ، تا بگذرانم روز خود * دامى به راهى مىنهم ، مرغى به دامى مىزنم
3 اورنگ كو ؟ گلچهر كو ؟ نقش وفا و مهر كو ؟ * حالى من اندر عاشقى ، داوِ تمامى مىزنم
4 تا بو كه يابم آگهى ، از سايهء سرو سَهى * گلبانگ عشق از هر طرف ، بر خوشخرامى مىزنم
5 دانم سر آرد غصه را ، رنگين بر آرد قصه را * اين آه خونافشان كه من ، هر صبح و شامى مىزنم
6 هر چند كآن آرام دل دانم نبخشد كام دل * نقش وصالى مىكشم ، فال دوامى مىزنم
7 با آنكه از وى غايبم وز مى چو « حافظ » تايبم * در مجلس روحانيان ، گهگاه جامى مىزنم