تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غزليات حافظ ( فارسى ) — صفحة 659

مساهمون:

ص٦٥٩

312 [ سالها پيروى مذهب رندان كردم ]

1 سالها پيروى مذهب رندان كردم * تا به فتواى خرد حرص به زندان كردم
2 من به سر منزل عنقا نه به خود بردم راه * قطع اين مرحله با مرغ سليمان كردم
3 از خلاف آمد عادت بطلب كام كه من * كسب جمعيت از آن زلف پريشان كردم
4 سايه‌اى بر دل ريشم فكن ، اى گنج مراد * كه من اين خانه به سوداى تو ويران كردم
5 توبه كردم كه نبوسم لب ساقى و كنون * مىگزم لب كه چرا گوش به نادان كردم
6 نقش مستورى و مستى نه به دست من و توست * آنچه سلطان ازل گفت بكن ، آن كردم
7 دارم از لطف ازل جَنّت فردوس طمع * گرچه دربانى ميخانه ، فراوان كردم
8 اين كه پيرانه‌سرم صحبت يوسف بنواخت * اجر صبريست كه در كلبهء احزان كردم
9 گر به ديوان غزل صدر نشينم ، چه عجب * سالها بندگى صاحبِ ديوان كردم
10 صبح خيزىّ و سلامت‌طلبى چون « حافظ » * هر چه كردم همه از دولت قرآن كردم