304 [ مرحبا طاير فرخ پى فرخنده پيام ]
1 مرحبا طاير فرخپى فرخندهپيام * خيرمقدم چه خبر ؟ يار كجا راه كدام
2 يا رب اين قافله را لطف ازل بدرقه باد * كه ازو خصم به دام آمد و معشوقه به كام
3 ماجراى من و معشوق مرا پايان نيست * هر چه آغاز ندارد نپذيرد انجام
4 چشم بيمار مرا خواب نه در خور باشد * مَن لَهُ يُقْبَلُ داءٌ دَنفٌ كَيفَ يَنام
5 تو ترحّم نكنى بر من بيدل دانم * ذاكَ دعواىَ و ها انت و تِلك الايّام
6 گل ز حد برد تنعم ، به كرم رخ بنماى * سرو مىنازد و خوش نيست خدا را بخرام
7 مرغ روحم كه همىزد ز سر سِدره صفير * عاقبت دانهء خال تو فكندش در دام
8 زلف دلدار چو زنّار همىفرمايد * برو اى شيخ كه شد بر تن ما خرقه حرام
9 « حافظ » ار ميل به ابروى تو دارد شايد * جاى در گوشهء محراب كنند اهل كلام