288 [ بامدادان كه ز خلوتگه كاخ ابداع ]
1 بامدادان كه ز خلوتگه كاخ ابداع * شمع خاور فكند بر همه اطراف ، شعاع
2 بركشد آينه از جيبِ افق چرخ و در آن * بنمايد رخ گيتى به هزاران انواع
3 در زواياى طربخانهء جمشيد فلك * ارغنون ساز كند زهره به آهنگ سماع
4 چنگ در غلغله آيد كه كجا شد منكر * جام در قهقهه آيد كه كجا شد منّاع
5 وضع دوران بنگر ساغر عشرت برگير * كه به هر حال همين است كه بينى اوضاع
6 طرّهء شاهد دنيا همه بندست و فريب * عارفان بر سرِ اين رشته نجويند نزاع
7 عمر خسرو طلب ار نفع جهان مىطلبى * كه وجوديست عطابخش و كريمى نَفّاع
8 مظهر لطف ازل روشنى چشم امل * جامع علم و عمل جان جهان « شاه شجاع »