تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غزليات حافظ ( فارسى ) — صفحة 565

مساهمون:

ص٥٦٥

265 [ دردِ عشقى كشيده‌ام كه مپرس ]

1 دردِ عشقى كشيده‌ام كه مپرس * زهر هجرى چشيده‌ام كه مپرس
2 گشته‌ام در جهان و آخر كار * دلبرى برگزيده‌ام كه مپرس
3 آن‌چنان در هواى خاك درش * مىرود آب ديده‌ام كه مپرس
4 من به گوش خود از دهانش دوش * سخنانى شنيده‌ام كه مپرس
5 سوى من لب چه مىگزى كه مگوى * لب لعلى گَزيده‌ام كه مپرس
6 بىتو در كلبهء گدايى خويش * رنجهايى كشيده‌ام كه مپرس
7 همچو « حافظ » غريب ، در ره عشق * به مقامى رسيده‌ام كه مپرس