تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غزليات حافظ ( فارسى ) — صفحة 563

مساهمون:

ص٥٦٣

264 [ جانا ترا كه گفت كه احوال ما مپرس ]

1 جانا ترا كه گفت كه احوال ما مپرس * بيگانه گرد و قصهء هيچ آشنا مپرس
2 زانجا كه لطفِ شامل و خُلقِ كريم تست * جرم گذشته عفو كن و ماجرا مپرس
3 هيچ آگهى ز عالم درويشيش نبود * آن‌كس كه با تو گفت كه درويش را مپرس
4 خواهى كه روشنت شود احوالِ سوز من * از شمع پرس قصه ، ز باد صبا مپرس
5 از دلق پوش صومعه نقد طلب مجوى * يعنى ز مفلسان ، صفت كيميا مپرس
6 در دفتر طبيب خرد باب عشق نيست * اى دل به درد خو كن و نام دوا مپرس
7 نقش حقوق صحبت و اخلاص بندگى * از لوح سينه محو كن و نام ما مپرس
8 ما قصه سكندر و دارا نخوانده‌ييم * از ما به جز حكايت مهر و وفا مپرس
9 « حافظ » رسيد موسم گل معرفت مگوى * درياب نقد عمر و ز چون و چرا مپرس