تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غزليات حافظ ( فارسى ) — صفحة 547

مساهمون:

ص٥٤٧

256 [ حال خونين‌دلان كه گويد باز ]

1 حال خونين‌دلان كه گويد باز ؟ * وز فلك خون خم كه جويد باز ؟
2 جز فلاطون خُم‌نشين شراب * سرّ حكمت به ما كه گويد باز ؟
3 شرمش از چشم مىپرستان باد * نرگس مست اگر برويَد باز
4 هر كه چون لاله كاسه گردان شد * زين جفا رخ به خون بشويَد باز
5 بس كه در پرده چنگ گفت سخن * بِبُرش موى تا نمويد باز
6 نگشايد دلم چو غنچه ، اگر * ساغر لاله‌گون نبويد باز
7 گِرد بيت الحرامِ خُم « حافظ » * گر نميرد ، به سر بپويد باز