تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غزليات حافظ ( فارسى ) — صفحة 533

مساهمون:

ص٥٣٣

249 [ ديگر ز شاخ سرو سَهى بلبل صبور ]

1 ديگر ز شاخ سرو سَهى بلبل صبور * گلبانگ زد كه چشم بَد از روى گل به دور
2 اى گل بشكر آنكه تويى پادشاه حسن * با بلبلان بيدل شيدا ، مكن غرور
3 زاهد اگر به حور و قصور است اميدوار * ما را شرابخانه قصور است و يار ، حور
4 از دست غيبتِ تو شكايت نمىكنم * تا نيست غيبتى نبود لذّت حضور
5 گر ديگران به عيش و طرب خرّم‌اند و شاد * ما را غم نگار بود مايهء سرور
6 مى خور به بانگ چنگ و مخور غصه ، ور كسى * گويد ترا كه باده مخور گو « هو الغفور »
7 « حافظ » شكايت از غم هجران چه مىكنى * در هجر وصل باشد و در ظلمت است نور