تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غزليات حافظ ( فارسى ) — صفحة 467

مساهمون:

ص٤٦٧

216 [ چو دست بر سر زلفش زنم به تاب رود ]

1 چو دست بر سر زلفش زنم به تاب رود * ور آشتى طلبم با سر عتاب رود
2 چو ماه نو ، رهِ نظارگان بيچاره * زند به گوشهء ابرو و در نقاب رود
3 شب شراب خرابم كند به بيدارى * و گر به روز حكايت كنم به خواب رود
4 طريق عشق پرآشوب و آفت است اى دل * بيفتد آنكه درين راه با شتاب رود
5 حباب را چو فتد باد نخوت اندر سر * كلاه‌داريش اندر سر شراب رود
6 گدايىِ در جانان به سلطنت مفروش * كسى ز سايهء اين در به آفتاب رود ؟
7 دلا چو پير شدى حسن و نازكى مفروش * كه اين معامله در عالم شباب رود
8 سواد نامهء موى سياه چون طى شد * بياض كم نشود ، ور صد انتخاب رود
9 مرا به عهدشكن خوانده‌اى و مىترسم * كه با تو روز قيامت چنين خطاب رود
10 حجاب راه ، تويى « حافظ » از ميان برخيز * خوشا كسى كه درين راه بىحجاب رود