202 [ پيش ازينت بيش ازين انديشهء عشاق بود ]
1 پيش ازينت بيش ازين انديشهء عشاق بود * مهرورزى تو با ما شهرهء آفاق بود
2 ياد باد آن صحبت شبها كه با زلف توام * بحث سرِّ عشق و ذكر حلقهء عشاق بود
3 حسن مهرويان مجلس گرچه دل مىبرد و دين * عشق ما با لطف طبع و خوبى اخلاق بود
4 از دم صبح ازل تا آخر شام ابد * دوستى و مهر ، بر يك عهد و يك ميثاق بود
5 پيش از آن كين طاق سبز سقف مينا بركشند * منظر چشم مرا ابروى جانان طاق بود
6 سايهء معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد ؟ * ما به او محتاج بوديم او به ما مشتاق بود
7 رشتهء تسبيح اگر بگسست ، معذورم بدار * دستم اندر ساعد ساقى سيمينساق بود
8 در شب قدر ار صبوحى كردهام عيبم مكن * سر خوش آمد يار و جامى بر كنار طاق بود
9 بر در شاهم گدايى نكتهيى در كار كرد * گفت بر هر خوان كه بنشستم خدا رزاق بود
شعر « حافظ » در زمان آدم اندر باغ خلد * دفتر نسرين و گل را زينت اوراق بود