173 [ اى پستهء تو خنده زده بر حديث قند ]
1 اى پستهء تو خنده زده بر حديث قند * مشتاقم از براى خدا يك شكر بخند
2 خواهى كه برنخيزدت از ديده رود خون * دل در وفاى صحبت رود كسان مبند
3 طوبا ز قامت تو نيارد كه دم زند * زين قصه بگذرم كه سخن مىشود بلند
4 گر طيره مىنمايى و گر طعنه مىزنى * ما نيستيم معتقد مرد خودپسند
5 ز آشفتگىِ حال من آگاه كى شود ؟ * آن را كه دل نگشت گرفتار اين كمند
6 بازار شوق گَرم شد آن شمع قد كجاست ؟ * تا جان خود بر آتش رويش كنم سپند
7 جايى كه يار ما به شكر خنده دم زند * اى پسته كيستى ، تو خدا را به خود مخند
8 « حافظ » تو تَرك غمزهء تركان نمىكنى * دانى كجاست جاى تو خوارزم يا خجند