165 [ حافظ خلوتنشين دوش به ميخانه شد ]
1 حافظ خلوتنشين دوش به ميخانه شد * از سر پيمان برفت با سر پيمانه شد
2 شاهد عهد شباب آمدهبودش بخواب * باز به پيرانهسر ، عاشق و ديوانه شد
3 صوفى مجنون كه دى جام و قدح مىشكست * دوش به يك جرعه مى ، عاقل و فرزانه شد
4 مغبچهاى مىگذشت راهزن دين و دل * در پى آن آشنا از همه بيگانه شد
5 آتش رخسار گل خرمن بلبل بسوخت * چهرهء خندان شمع ، آفت پروانه شد
6 گريهء شام و سحر شكر كه ضايع نگشت * قطرهء باران ما گوهر يكدانه شد
7 نرگس ساقى بخواند ، آيت افسونگرى * حلقهء اوراد ما مجلس افسانه شد
8 منزل « حافظ » كنون بزمگه كبرياست * دل برِ دلدار رفت جان برِ جانانه شد