تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غزليات حافظ ( فارسى ) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣

164 [ يارى اندر كس نمىبينيم ياران را چه شد ]

1 يارى اندر كس نمىبينيم ياران را چه شد ؟ * دوستى كى آخر آمد دوستداران را چه شد ؟
2 آب حيوان تيره‌گون شد خضر فرّخ پى كجاست ؟ * گل بگشت از رنگ خود ، باد بهاران را چه شد ؟
3 كس نمىگويد كه يارى داشت حق دوستى * حق شناسان را چه حال افتاد ، ياران را چه شد ؟
4 لعلى از كان مروت بر نيامد سالهاست * تابش خورشيد و سعى باد و باران را چه شد ؟
5 گوى توفيق و كرامت در ميان افكنده‌اند * كس به ميدان در نمىآيد ، سواران را چه شد ؟
6 صدهزاران گل شكفت و بانگ مرغى برنخاست * عندليبان را چه پيش آمد هزاران را چه شد ؟
7 زهره ، سازى خوش نمىسازد مگر عودش بسوخت * كس ندارد ذوق مستى ميگساران را چه شد ؟
8 شهرِ ياران بود و خاك مهربانان اين ديار * مهربانى كى سر آمد شهرياران را چه شد ؟
9 « حافظ » اسرار الهى كس نمىداند خموش * از كه مىپرسى كه دُور روزگاران را چه شد ؟