تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غزليات حافظ ( فارسى ) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧

161 [ مرا مهر سيه‌چشمان ز سر بيرون نخواهد شد ]

1 مرا مهر سيه‌چشمان ز سر بيرون نخواهد شد * قضاى آسمان است اين و ديگرگون نخواهد شد
2 رقيب آزارها فرمود و جاى آشتى نگذاشت * مگر آه سحر خيزان ، سوى گردون نخواهد شد ؟
3 مرا روز ازل كارى بجز رندى نفرمودند * هر آن قسمت كه آنجا شد ، كم و افزون نخواهد شد
4 خدا را محتسب ما را به فرياد دف و نى بخش * كه ساز شرع ازين افسانه ، بىقانون نخواهد شد
5 مجال من همين باشد كه پنهان مهر او ورزم * كنار و بوس و آغوشش چه گويم چون نخواهد شد
6 مشوى اى ديده نقش غم ز لوح سينهء « حافظ » * كه زخم تيغ دلدار است و رنگ خون نخواهد شد
غزليات حافظ ( فارسى ) — صفحة 357 | شمس الدين حافظ