134 [ ديدى اى دل كه غم عشق دگر بار ، چه كرد ]
1 ديدى اى دل كه غم عشق دگر بار ، چه كرد * چون بشد دلبر و با يار وفادار چه كرد
2 واى از آن نرگس جادو كه چه بازى انگيخت * آه از آن مست ، كه با مردم هشيار چه كرد
3 اشك من رنگ شفق يافت ز بىمهرى يار * طالع بىشَفَقت بين كه درين كار چه كرد
4 برقى از منزل ليلى بدرخشيد سحر * وه كه با خرمن مجنون دل افكار چه كرد
5 ساقيا جام مىام ده كه نگارندهء غيب * نيست معلوم كه در پردهء اسرار چه كرد
6 آنكه پرنقش زد اين دايرهء مينايى * كس ندانست كه در گردش پرگار چه كرد
7 برق عشق آتش غم در دل « حافظ » زد و سوخت * يار ديرينه ببينيد ، كه با يار چه كرد