تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غزليات حافظ ( فارسى ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١

123 [ روشنى طلعت تو ماه ندارد ]

1 روشنى طلعت تو ماه ، ندارد * پيش تو گل ، رونق گياه ندارد
2 گوشهء ابروى توست منزل جانم * خوش‌تر از اين گوشه پادشاه ندارد
3 تا چه كند با رخ تو دود دل من * آينه دانى كه تاب آه ندارد
4 شوخى نرگس نگر ، كه پيش تو بشكفت * چشم دريده ، ادب نگاه ندارد
5 رطل گرانم ده اى مريد خرابات * شادى شيخى كه خانقاه ندارد
6 ديده‌ام آن چشم دل‌سيه كه تو دارى * جانب هيچ آشنا نگاه ندارد
7 خون خور و خامش نشين كه آن دل نازك * طاقت فرياد دادخواه ندارد
8 گو برو و آستين به خون جگر شوى * هر كه درين آستانه راه ندارد
9 نى من تنها كشم تطاول زلفت * كيست كه او داغ اين سياه ندارد
10 حافظ اگر سجده تو كرد مكن عيب * كافر عشق اى صنم ، گناه ندارد