تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى ) — صفحة 689

مساهمون:

ص٦٨٩

[ من حاصل عمر خود ندارم جز غم . . ]

من حاصل عمر خود ندارم جز غم * در عشق ز نيك و بد ندارم جز غم يك همدم باوفا نديدم جز درد * يك مونس هم‌نفس ندارم جز غم

[ ترجمه ]

[ چون باده ز غم چه بايدت جوشيدن . . . ]

چون باده ز غم چه بايدت جوشيدن * با لشكر غم نمىتوان كوشيدن سبز است لبت ساغر از او دور مدار * مى بر لب سبزه خوش بود نوشيدن

[ ترجمه ]

[ چشمت كه فسون و رنگ مىبارد ازو . . . ]

چشمت كه فسون و رنگ مىبارد ازو * افسوس كه تير جنگ مىبارد ازو بس زود ملول گشتى از همنفسان * آه از دل تو كه سنگ مىبارد ازو

[ ترجمه ]

[ اى سايهء سنبلت سمن‌پرورده . . . ]

اى سايهء سنبلت سمن‌پرورده * ياقوت لبت دُرّ عدن پرورده همچون لب خود مدام جان مىپرورد * زان راح كه روحيست به تن پرورده

[ ترجمه ]

[ گفتى كه ترا شوم مدار انديشه . . . ]

گفتى كه ترا شوم مدار انديشه * دل خوش كن و بر صبر گمار انديشه كو صبر و چه دل كانچه دلش مىگويى * يك قطرهء خون است و هزار انديشه

[ ترجمه ]

[ قَسّام بهشت و دوزخ آن عقده‌گشاى . . . ]

قَسّام بهشت و دوزخ آن عقده‌گشاى * ما را نگذارد كه درآييم ز پاى تا كى بود اين گرگ‌ربايى ، بنماى * سرپنجهء دشمن‌افكن اى شير خداى

[ ترجمه ]