[ من حاصل عمر خود ندارم جز غم . . ]
من حاصل عمر خود ندارم جز غم * در عشق ز نيك و بد ندارم جز غم
يك همدم باوفا نديدم جز درد * يك مونس همنفس ندارم جز غم
[ ترجمه ]
[ چون باده ز غم چه بايدت جوشيدن . . . ]
چون باده ز غم چه بايدت جوشيدن * با لشكر غم نمىتوان كوشيدن
سبز است لبت ساغر از او دور مدار * مى بر لب سبزه خوش بود نوشيدن
[ ترجمه ]
[ چشمت كه فسون و رنگ مىبارد ازو . . . ]
چشمت كه فسون و رنگ مىبارد ازو * افسوس كه تير جنگ مىبارد ازو
بس زود ملول گشتى از همنفسان * آه از دل تو كه سنگ مىبارد ازو
[ ترجمه ]
[ اى سايهء سنبلت سمنپرورده . . . ]
اى سايهء سنبلت سمنپرورده * ياقوت لبت دُرّ عدن پرورده
همچون لب خود مدام جان مىپرورد * زان راح كه روحيست به تن پرورده
[ ترجمه ]
[ گفتى كه ترا شوم مدار انديشه . . . ]
گفتى كه ترا شوم مدار انديشه * دل خوش كن و بر صبر گمار انديشه
كو صبر و چه دل كانچه دلش مىگويى * يك قطرهء خون است و هزار انديشه
[ ترجمه ]
[ قَسّام بهشت و دوزخ آن عقدهگشاى . . . ]
قَسّام بهشت و دوزخ آن عقدهگشاى * ما را نگذارد كه درآييم ز پاى
تا كى بود اين گرگربايى ، بنماى * سرپنجهء دشمنافكن اى شير خداى