تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى ) — صفحة 687

مساهمون:

ص٦٨٧

[ اول به وفا مى وصالم درداد . . . ]

اول به وفا مى وصالم درداد * چون مست شدم جام جفا بر سر داد پرآب دو ديده و پر از آتش دل * خاك ره او شدم به بادم برداد

[ ترجمه ]

[ هر دوست كه دم زد از وفا دشمن شد . . . ]

هر دوست كه دم زد از وفا دشمن شد * هر پاك‌روى كه بود تردامن شد گويند شب آبستن غيب است عجب * چون مرد نديد از كه آبستن شد

[ ترجمه ]

[ شيرين‌دهنان عهد به پايان نبرند . . . ]

شيرين‌دهنان عهد به پايان نبرند * صاحب‌نظران ز عاشقى جان نبرند معشوقه چو بر مراد و راى تو بود * نام تو ميان عشقبازان نبرند

[ ترجمه ]

[ چون غنچهء گل قَرابه‌پرداز شود . . . ]

چون غنچهء گل قَرابه‌پرداز شود * نرگس به هواى مى قدح‌ساز شود فارغ‌دل آن كسى كه مانند حباب * هم در سر ميخانه سرانداز شود

[ ترجمه ]

[ از چرخ به هرگونه همىدار اميد . . . ]

از چرخ به هرگونه همىدار اميد * وز گردش روزگار مىلرز چو بيد گفتند پس از سياه رنگى نبود * پس موى سياه ما چرا گشت سپيد ؟

[ ترجمه ]

[ ايام شباب است شراب اولاتر . . . ]

ايام شباب است شراب اولاتر * هر غم‌زده‌اى مست و خراب اولاتر عالم همه سربه‌سر رباطيست خراب * در جاى خراب هم خراب اولاتر

[ ترجمه ]