تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى ) — صفحة 688

مساهمون:

ص٦٨٨

[ خوبان جهان صيد توان كرد به زر . . . ]

خوبان جهان صيد توان كرد به زر * خوش‌خوش بر ايشان بتوان خورد به زر نرگس كه كله‌دار جهان است ببين * كاو نيز چگونه سر درآورد به زر

[ ترجمه ]

[ عشق رخ يار بر من زار مگير . . . ]

عشق رخ يار بر من زار مگير * بر خسته‌دلان خرده به يك‌بار مگير صوفى تو چو رسم رهروان مىدانى * بر مردم رند نكته بسيار مگير

[ ترجمه ]

[ مردى ز كنندهء در خيبر پرس . . . ]

مردى ز كنندهء در خيبر پرس * اوصاف كرم ز خواجهء قنبر پرس گر تشنهء فيض حق به صدقى حافظ * سرچشمهء آن ز ساقى كوثر پرس

[ ترجمه ]

[ چشم تو كه سِحْر بابلست استادش . . . ]

چشم تو كه سِحْر بابلست استادش * يا رب كه فسونها برواد از يادش زان دانه كه حسن كرد در گوش وصال * آويزهء دُرّ نظم حافظ يادش

[ ترجمه ]

[ چون جامه ز تن بركشد آن مشكين‌خال . . . ]

چون جامه ز تن بركشد آن مشكين‌خال * ماهى كه نظير خود ندارد به كمال در سينه به نازكى دلش بتوان ديد * مانندهء سنگ خاره در آب زلال

[ ترجمه ]

[ لب بازمگير يك زمان از لب جام . . . ]

لب بازمگير يك زمان از لب جام * تا بستانى كام جهان از لب جام در جام جهان چو تلخ و شيرين بهم است * اين از لب يار خواه و آن از لب جام

[ ترجمه ]

ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى ) — صفحة 688 | شمس الدين حافظ