تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى ) — صفحة 685

مساهمون:

ص٦٨٥

الف : رباعيات

[ جز نقش تو در نظر نيامد ما را . . . ]

جز نقش تو در نظر نيامد ما را * جز كوى تو رهگذر نيامد ما را خواب ار چه خوش آمد همه را در عهدت * حقا كه به چشم درنيامد ما را
* * *

[ گفتم دهنت گفت زهى آب‌حيات . . . ]

گفتم دهنت گفت زهى آب‌حيات * گفتم كه لبت گفت زهى حبّ نبات گفتم سخنت گفت كه حافظ حقا * شادىِّ همه لطيف‌گويان صلوات
* * *

[ ماهى كه قدش به سرو مىماند راست . . . ]

ماهى كه قدش به سرو مىماند راست * آيينه به دست و روى خود مىآراست دستارچه‌اى پيشكشش كردم گفت * وصلم طلبى زهى خيالى كه تراست
* * *

[ من با كمر تو در ميان كردم دست . . . ]

من با كمر تو در ميان كردم دست * پنداشتمش كه در ميان چيزى هست پيداست كه در ميان چه بربست كمر * تا من ز ميان چه طرف برخواهم بست
* * *

[ آن جام طرب شكار بر دستم نِه . . . ]

آن جام طرب شكار بر دستم نِه * وان ساغر چون نگار بر دستم نِه آن مى كه چو زنجير بپيچد بر خود * ديوانه شدم بيار بر دستم نِه
* * *

[ اين گل ز بر همنفسى مىآيد . . . ]

اين گل ز بر همنفسى مىآيد * شادى به دلم ازو بسى مىآيد پيوسته از آن روى كنم همدمىاش * گز رنگ ويم بوى كسى مىآيد
* * *

[ تو بَدرى و خورشيد ترا بنده شدست . . . ]

تو بَدرى و خورشيد ترا بنده شدست * تا بندهء تو شدست تابنده شدست زان‌روى كه از شعاع نور رُخ تو * خورشيد منير و ماه تابنده شدست
* * *

[ در باغ چو شد باد صبا دايه گل . . . ]

در باغ چو شد باد صبا دايه گل * بربست مَشاطه‌وار پيرانهء گل از سايه به خورشيد اگرت هست امان * خورشيدرخى طلب كن و سايه گل
* * *

[ در سنبلش آويختم از روى نياز . . . ]

در سنبلش آويختم از روى نياز * گفتم من سودازده را كار بساز گفتا كه لبم بگير و زلفم بگذار * در عيش خوش آويز نه در عمر دراز
* * *

[ آن باده ديرينهء دهقان‌پرورد . . . ]

آن باده ديرينهء دهقان‌پرورد * در ره كه طراز عمر نو خواهم كرد مستم كن و بىخبر ز احوال جهان * تا سرّ جهان بگويمت اى سره مرد
* * *

[ آواز پر مرغ طرب مىشنوم . . . ]

آواز پر مرغ طرب مىشنوم * يا نفحهء گلزار ادب مىشنوم يا باد حديثى از لبش مىگويد * القصه روايتى عجب مىشنوم
* * *
ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى ) — صفحة 685 | شمس الدين حافظ