الف : رباعيات
[ جز نقش تو در نظر نيامد ما را . . . ]
جز نقش تو در نظر نيامد ما را * جز كوى تو رهگذر نيامد ما را
خواب ار چه خوش آمد همه را در عهدت * حقا كه به چشم درنيامد ما را
* * *
[ گفتم دهنت گفت زهى آبحيات . . . ]
گفتم دهنت گفت زهى آبحيات * گفتم كه لبت گفت زهى حبّ نبات
گفتم سخنت گفت كه حافظ حقا * شادىِّ همه لطيفگويان صلوات
* * *
[ ماهى كه قدش به سرو مىماند راست . . . ]
ماهى كه قدش به سرو مىماند راست * آيينه به دست و روى خود مىآراست
دستارچهاى پيشكشش كردم گفت * وصلم طلبى زهى خيالى كه تراست
* * *
[ من با كمر تو در ميان كردم دست . . . ]
من با كمر تو در ميان كردم دست * پنداشتمش كه در ميان چيزى هست
پيداست كه در ميان چه بربست كمر * تا من ز ميان چه طرف برخواهم بست
* * *
[ آن جام طرب شكار بر دستم نِه . . . ]
آن جام طرب شكار بر دستم نِه * وان ساغر چون نگار بر دستم نِه
آن مى كه چو زنجير بپيچد بر خود * ديوانه شدم بيار بر دستم نِه
* * *
[ اين گل ز بر همنفسى مىآيد . . . ]
اين گل ز بر همنفسى مىآيد * شادى به دلم ازو بسى مىآيد
پيوسته از آن روى كنم همدمىاش * گز رنگ ويم بوى كسى مىآيد
* * *
[ تو بَدرى و خورشيد ترا بنده شدست . . . ]
تو بَدرى و خورشيد ترا بنده شدست * تا بندهء تو شدست تابنده شدست
زانروى كه از شعاع نور رُخ تو * خورشيد منير و ماه تابنده شدست
* * *
[ در باغ چو شد باد صبا دايه گل . . . ]
در باغ چو شد باد صبا دايه گل * بربست مَشاطهوار پيرانهء گل
از سايه به خورشيد اگرت هست امان * خورشيدرخى طلب كن و سايه گل
* * *
[ در سنبلش آويختم از روى نياز . . . ]
در سنبلش آويختم از روى نياز * گفتم من سودازده را كار بساز
گفتا كه لبم بگير و زلفم بگذار * در عيش خوش آويز نه در عمر دراز
* * *
[ آن باده ديرينهء دهقانپرورد . . . ]
آن باده ديرينهء دهقانپرورد * در ره كه طراز عمر نو خواهم كرد
مستم كن و بىخبر ز احوال جهان * تا سرّ جهان بگويمت اى سره مرد
* * *
[ آواز پر مرغ طرب مىشنوم . . . ]
آواز پر مرغ طرب مىشنوم * يا نفحهء گلزار ادب مىشنوم
يا باد حديثى از لبش مىگويد * القصه روايتى عجب مىشنوم
* * *