تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى ) — صفحة 641

مساهمون:

ص٦٤١

557 - « شيرين‌تر از آنى »

گفتند خلايق كه تويى يوسفِ ثانى * چون نيك بديدم ، به حقيقت : بِه از آنى شيرين‌تر از آنى به شكرخنده كه گويم * اى خسروِ خوبان كه تو شيرينِ زمانى تشبيهِ دهانت نتوان كرد به غنچه * هرگز نَبُوَد غنچه بدين تنگ‌دهانى صد بار بگفتى كه دهم زان دهنت كام * چون سوسن آزاده چرا جمله زبانى ؟ گويى بدهم كامت و جانت بستانم * ترسم ندهى كامم و جانم بستانى چشمِ تو خدنگ از سپرِ جان گذراند * بيمار كه ديده‌ست بدين سخت كمانى ؟ چون اشك بيندازىاش از ديدهء مردم * آن را كه دمى از نظر خويش برانى در راه تو حافظ چو قلم كرد ز سر پاى * چون نامه چرا يك دمش از لطف نخوانى

* توضيحات :

معنى بيت ( 1 ) ( مردم گفتند كه تو در زيبايى يوسف دوم هستى ، چون خوب نگاهت كردم ، حقيقتا از يوسف هم بهتر و زيباترى ) معنى بيت ( 2 ) ( تو با خنده‌هاى شيرين مانند قندت ، شيرين‌تر از آن هستى كه مىگويند ، اى شاه خوبان تو شيرين زمان خود هستى ) معنى بيت ( 4 ) ( صد مرتبه گفتى ، مرا از دهانت به آرزويم مىرسانى و بوسه‌اى مىدهى ، چرا مانند سوسن آزاده بدقولى و به وعده‌ات عمل نمىكنى و فقط حرف مىزنى ) معنى بيت ( 5 ) ( اى محبوب گفتى : بوسه‌اى مىدهم و جانت را مىگيرم ، مىترسم جانم را بگيرى اما بوسه‌اى ندهى تا به آرزويم برسم ) معنى بيت ( 6 ) ( تير نگاه تو از سپر جانم عبور كرد ، چشم بيمارى بدين نيرومندى كسى نديده است - استفهام انكارى ) معنى بيت ( 7 ) ( عاشقى را كه يك لحظه به چشم لطف نگاه نكنى ، مانند اين است كه اشك چشم روى خاك بيندازى و اعتبارى براى او قايل نباشى ) معنى بيت ( 8 ) ( در راه عشق تو ، حافظ مانند قلم با سر مىرود ، پس چرا مانند نامه از سر مهر و محبت او را لحظه‌اى فرانمىخوانى و دربر نمىگيرى ؟ ! ) .

* ترجمه :

* نتيجه تفأل :

1 - از اينكه نزد خاص و عام محبوب مىباشيد ، جاى شكرگزارى و سپاس مىباشد ولى بر اثر غرورى كه داريد ، مدتى نه چندان دور ، همه از اطراف شما پراكنده خواهند شد ، پس هرچه زودتر از اين كار صرف‌نظر كنيد تا ستاره‌اى درخشان در مجالس و محافل باشيد . 2 - اين نيت با صبر و شكيبايى عملى مىگردد زيرا اين كار مقدماتى لازم دارد كه در شرف اجراست ، او نيز از اين وضع خسته شده و خودش ميل ندارد كه دست به اقدامات حاد بزند اما مثل اينكه در بد مهلكه‌اى دچار شده و دنبال زمان مىگردد تا خود را رها سازد ، شما نيز سعى كنيد به او كمك كنيد نه اينكه مشكلش را بيشتر كنيد . 3 - قرض ادا مىشود ، مشكل حل مىگردد و گمشده نزد يكى از نزديكان است اما او مىترسد ابراز دارد زيرا ناخواسته به اين دام افتاده و بيچاره تقصيرى نداشته است ، در امور شغلى و موفقيت همگام شماست . 4 - خانم يا آقاى عزيز ، با توجّه به بيت‌هاى غزل خصوصيات شما چنين است : از انتقاد لذت نمىبريد ولى اهل انتقاد از ديگرانيد ، از اينكه كسى براى شما هديه بياورد ، خوشحال مىشويد و سعى مىكنيد جبران كنيد و هديه‌اى مضاعف اهدا كنيد ، در پول درآوردن ماهريد ولى در خرج كردن موقعيت را تشخيص نمىدهيد ، هرچه داريد براى خانواده مىخواهيد ، اما گمان مىكنيد كه خانواده ارزش آن را نمىدانند ، در اجتماع موفقيد ولى احساس مىكنيد مقامى كه شايستهء شماست به دست نياورديد . 5 - صحبت‌هاى ناخوشايند را اهميت ندهيد ، يك وسيله بزرگ را تعويض و تغيير خواهيد داد و عامل تغييرات اساسى خواهيد بود و توجه شما را به بيت دوم و سوم جلب مىكنم .