تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ( انتشارات زوار ) ( فارسى ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
و ثانيا اين گونه نسخ قديمى معاصر يا بسيار قريب العصر با خود شاعر از اشعار الحاقى شعراء ديگر بكلّى يا تقريبا بكلّى خالى است ، زيرا كه چون هنوز در عهد استنساخ اين نسخ آثار آن شاعر شهرت عظيم عالمگيرى كه بعدها يافته نيافته بوده و از ديوان او نسخ فوق‌العاده زيادى در اطراف عالم منتشر نشده بوده بنابرين بالطّبع از اشعار الحاقى شعراء ديگر كه غالبا در نتيجه كثرت انتشار نسخ كتاب در ديوان شاعر داخل مىشود چنان كه گفتيم بكلّى يا تقريبا بكلّى خالى است ، و درهرصورت چيزى كه شبههء در آن نيست اينست كه اين گونه نسخ از اشعار الحاقى شعراء متأخّر از عصر ناسخ كه بعدها اشعار ايشان در نسخ جديده داخل شده بكلّى خالى و عارى است چه بديهى است كه ناسخ متقدّم نمىتوانسته اشعار شعراء متأخّر از عصر خود را در نسخهء كه كتابت مىكرده داخل نمايد ، -
هامش
كه در عموم نسخ قديمه همين قسم مرقوم است چون كلمهء « تعزير » مفهوم عامّه نبوده آن را در نسخ جديده به « تكفير » بدل كرده‌اند ، - و همچنين در دو بيت ذيل :خيز تا خرقه صوفى بخرابات بريم * شطح و طامات به بازار خرافات بريم، و نيز : طامات و شطح در ره آهنگ چنگ نه تسبيح و طيلسان به مى خوشگوار بخش چون كلمهء « شطح » را عامّه درست نمىفهميده‌اند در هر دو بيت مزبور آن را در نسخ جديده به « زرق » تبديل كرده‌اند ، - و همچنين در بيت ذيل :يار دلدار من ار قلب بدين‌سان شكند * ببرد زود به جاندارى خود پادشهشچون معنى كلمهء جاندارى را درست نمىفهميده‌اند آن را در نسخ جديده به « سردارى » تبديل كرده‌اند ، - و همچنين درين بيت :زهد رندان نوآموخته راهى به دهيست * من كه بدنام جهانم چه صلاح انديشمكه در عموم نسخ قديمه به همين نحو مرقوم است چون نسّاخ متأخّر معنى تعبير « راهى به دهيست » را هيچ نمىفهميده‌اند آن را غلطا « راهى بد نيست » خوانده‌اند ( رجوع شود بحواشى ذيل صفحات راجع به اين تعبير اخير ) ، -